برعم

لغت نامه دهخدا

برعم. [ ب ُ ع ُ ] ( ع اِ ) بُرعمة. بُرعومه. بُرعوم. غلاف میوه درخت. ( منتهی الارب ). پوست گل. ( مهذب الاسماء ) ( آنندراج ). غلاف گل. ( مهذب الاسماء ). || شکوفه یا غنچه ناشکفته. ج، براعیم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شکوفه درخت پیش از آنکه بازشکفد. ( مهذب الاسماء ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

برعمه برعومه.

جمله سازی با برعم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کفر برعم (به عربی: کفر برعم) روستایی فلسطینی، واقع در ۱۱٬۵ کیلومتری شمال غرب صفد بود.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز