لغت نامه دهخدا
برشلونه. [ ب َ ش ِ ل َ ن َ ] ( اِخ ) بارسلون.شهری به اسپانیا. رجوع به الحلل السندسیه ج 2 و عقدالفرید و نفخ الطیب رحله و ابن جبیر و نخبةالدهر دمشقی و فهرست ترجمه مقدمه ابن خلدون و بارسلون شود.
برشلونه. [ ب َ ش ِ ل َ ن َ ] ( اِخ ) بارسلون.شهری به اسپانیا. رجوع به الحلل السندسیه ج 2 و عقدالفرید و نفخ الطیب رحله و ابن جبیر و نخبةالدهر دمشقی و فهرست ترجمه مقدمه ابن خلدون و بارسلون شود.
شهر و بندری در اسپانیا کرسی کاتالونی نزدیک مصب للو برگا ۱۸۲۸٠٠٠ سکنه. کلیسا و صومعه ( قر. ۱۴ م. ) صنایع: نساجی انواع ماشین اتومبیل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اوج حرکت ضد اموی در منطقه شمالی اندلس، سلیمان بن کلبی حاکم برشلونه و عبدالرحمن بن حبیب الفهری و ابوالئور حسین بن یحیی انصاری حاکم شهر هوسکا و غالیندو علیه عبدالرحمن داخل و حکومتش قیام کردند ولی چون قدرت کافی برای مقابله با وی را نداشتند درصدد یاری جستن از شارلمانی پادشاه فرانکها برآمدند.