بدواز

لغت نامه دهخدا

بدواز. [ ب َ ] ( اِ ) بال گشودن طیور. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). || نشیمن و قرارگاه و آرام جای باز و شاهین و امثال آن. ( برهان قاطع ). نشیمن و آرامگاه باز و شاهین و جز آن. ( ناظم الاطباء ). پدواز. ( یادداشت مؤلف ). بتواز. ( آنندراج ). و رجوع به پدواز و بتواز شود.

جمله سازی با بدواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه: هر كه خود را درمحل تهمت در آورد ملامت نكند كسى را كه گمان بد باو ميبرد، هر كه راز خود را پنهان دارداختيار با خودش است، هر سخنى كه از دو كس گذشت فاش ميشود، چون با كسى برادرىكنى آنچه از او ببينى بر محمل نيك حمل كن تا آنكه بحدى برسد كه ديگرمحمل نيك نيابى و زينهار كه گمان بد مبر بسخنى كه از برادر صادر شود، تاحمل نيك براى آن يابى و بسيار بگير از برادران نيك كه ايشان در وقت رفاهيت تهيه اندبراى وقت بلا و در وقت بلا سپرند از براى دفع اعدا و مشورت با جماعتى بكن كه ازخدا ترسند، برادران مؤ من را بقدر پرهيزكارى ايشان دوست بدار، بپرهيز از زنان بدواز نيكان ايشان در حذرباش.

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز