لغت نامه دهخدا
بخشیاب. [ ب َخ ْش ْ ] ( اِ مرکب )( اصطلاح حساب ) مقسوم علیه. ( از واژه های فرهنگستان ).
بخشیاب. [ ب َخ ْش ْ ] ( اِ مرکب )( اصطلاح حساب ) مقسوم علیه. ( از واژه های فرهنگستان ).
در اصطح حساب مقسوم علیه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظیر بنزین که حدوداً یک بخشیاب از۴ است.
💡 b : مقسوم علیه یا بخشیاب (عددی که بر آن بخش میکنیم)