لغت نامه دهخدا
بازپس نشستن. [ پ َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب )عقب نشستن. دنبال روی کردن. سپس کسی رفتن. حرکت کردن: و علی تکین بر منزل بازپس نشیند چنانکه پیش رسول ما حرکت کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 356 ).
بازپس نشستن. [ پ َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب )عقب نشستن. دنبال روی کردن. سپس کسی رفتن. حرکت کردن: و علی تکین بر منزل بازپس نشیند چنانکه پیش رسول ما حرکت کند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 356 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شوکلند (Schokland تلفظ هلندی: [ˈsxɔklɑnt]) یک جزیره سابق در خلیج زایدرزی در هلند است که در شهرداری نوردوستپولدر قرار دارد. شوکلند یک نوار دراز از زمینهای ذغال سنگی نارس بود که با بازپس نشستن آب دریا از منطقه نوردوست پولدر در سال ۱۹۴۲، دیگر از حالت جزیره خارج شد. اکنون فقط یک قسمت کمی مرتفع از پلدر است که، با یک دیوار حائل هنوز تا حدی دست نخورده در اسکله میدلبورت باقی مانده. در ۱ آوریل ۲۰۱۴، این ناحیه ۸ نفر سکنه داشت، اما طبق آمار هلند، پنج نفر در جزیره سابق زندگی میکنند.