لغت نامه دهخدا
بارپیچ. ( نف مرکب ) آنکه بارها پیچد. || ( اِ مرکب ) جامه ای که عدل را در آن پیچند. پارچه ضخیمی که بعدلها پیچند. آنچه بار در آن پیچند.
بارپیچ. ( نف مرکب ) آنکه بارها پیچد. || ( اِ مرکب ) جامه ای که عدل را در آن پیچند. پارچه ضخیمی که بعدلها پیچند. آنچه بار در آن پیچند.
ریسمان یا تسمه ای که با آن بار را بر سقف اتومبیل می بندند.
( اسم ) آنچه که بار را بدان پیچند مانند نوار ریسمان و غیره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارپیچهای کششی دستگاههایی هستند که برای اعمال پوشش کششی استفاده میشوند. انواع مختلفی از بارپیچی وجود دارند: