بارخیز
متضادها
بیثمر، عقیم
لغت نامه دهخدا
بارخیز. ( نف مرکب ) شاخه هائی ازگیاهان که ممکن است بر روی آنها میوه ای پیدا شود.
فرهنگ عمید
۱. حاصلخیز.
۲. بارور.
فرهنگ فارسی
( اسم ) شاخه هایی از گیاهان که ممکن است میوه بر روی آنها پیدا شود.
جمله سازی با بارخیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نکته را باید در نظر داشت که آب و هوای اینگونه نواحی ایران نخست مناسب کشاورزی بودهاست و به تدریج در اثر تغییرات آبوهوایی و کم شدن درختان جنگلی و فرسایش خاک بارخیز، خشک گردیده، این خشک شدن تدریجی ساکنان محلی را وادار کرد که روشهای هوشمندانهای برای نگاهداری آب مورد لزوم کشاورزی خود ابداع کنند. از نوشتههای مشروح و مفصل تاریخنویسان و جغرافینویسان سدهٔ نهم تا یازدهم میلادی معلوم میشود که تا قبل از تاختوتاز مغولان و ترکان ایران کشاورزی آبی بسیار خوبی داشتهاست.