لغت نامه دهخدا
اوقل. [ اَ ق َ ] ( ع ن تف ) برکوه برآینده تر: هو اوقل من غفر؛ او از بزغاله کوهی بر کوه بهتر بالا میرود. ( ناظم الاطباء ): اوقل من وغل. ( از مجمع الامثال میدانی ).
اوقل. [ اَ ق َ ] ( ع ن تف ) برکوه برآینده تر: هو اوقل من غفر؛ او از بزغاله کوهی بر کوه بهتر بالا میرود. ( ناظم الاطباء ): اوقل من وغل. ( از مجمع الامثال میدانی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مورد ریشه واژه اولان حدسهایی وجود دارد. ممکن است واژه ترکی اوقلان به معنی مرد یا پسر جوان توسط تاتارها یا ترکها وارد زبان لهستانی شده و به صورت اولان از لهستانی به زبانهای دیگر اروپایی راه یافته باشد.
💡 تپه بستان اوقلی ۴ مربوط به دوره ساسانیان - دوره ایلخانی است و در شهرستان بوئینزهرا، روستای شاخدار واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۱۶۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه اوقلان قیزقلعه سی مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان قزوین، بخش طارم سفلی، روستای سزنق واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۲۵۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 در زمان حکومت بویه در بغداد (۴۴۷*۳۳۳ هجری قمری) کردهای هزبانی توانستند شاهزادهای مقتدر در اربیل تأسیس کنند که جایگاه شایسته خود را بازیافت و روابط تجاری محکمی با شاهزادگان همدان و اوقلی در موصل و سوریه داشت.