لغت نامه دهخدا
اوقاس.[ اَ ] ( ع اِ ) گروه از مردم یا فرومایگان قوم و بندگان یا گروه قلیل پراکنده و متفرق گویند: اتانا اوقاس من بنی فلان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). واحد ندارد. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). اوقاص. ( منتهی الارب ).
اوقاس.[ اَ ] ( ع اِ ) گروه از مردم یا فرومایگان قوم و بندگان یا گروه قلیل پراکنده و متفرق گویند: اتانا اوقاس من بنی فلان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). واحد ندارد. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). اوقاص. ( منتهی الارب ).
اوقاس ( به عربی: أوقاس ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بجایه واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوقاس (به عربی: أوقاس) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بجایه واقع شدهاست.