اهلب

لغت نامه دهخدا

اهلب. [ اَ ل َ ] ( ع ص ) مرد بسیارموی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بسیارموی. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). آنکه همه تن او موی دارد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || اسب انبوه دم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اسب انبوه دم و یال. ( ناظم الاطباء ). اسب بسیارموی دنباله. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). مؤنث آن، هلباء. ( آنندراج ). || سال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || دنب بریده یا دنب بی موی. || دنب بسیارموی. از اضدادست. || سال بسیارباران با فراخی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با اهلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کیمن کوتوله کوویر (نام علمی: Paleosuchus palpebrosus) نام یک گونه از سرده دیرینه‌سوسمار است. این گونه در مرکز آمریکای جنوبی، بولیوی، برزیل، کلمبیا، اکوادور، گویان فرانسه، گویان، پارارگوئه، پرو، سورینام و ونزوئلا یافت می‌شود. زیستگاه این گونه در رودخانه‌های جنگلی، جنگل‌های نزدیک دریاچه‌ها می‌باشد. این گونه برای اولین بار در سال ۱۸۰۷ میلادی توسط ژرژکوویه ثبت علمی و نامگذاری گردید. حداکثر اندازه برای این گونه از کیمن‌ها ۱٫۴ متر برای نرها و بیش از ۱٫۲ متر برای ماده هاست. حد اکثر وزن این گونه نیز ۶–۷ کیلوگرم هم برای نرها و هم برای ماده‌ها می‌باشد. تغذیه این گونه اهلب از انواع مختلف بی مهرگان، ماهی‌ها، قورباغه هاو دیگر انواع دوزیستان صورت می‌گیرد.