اندان
لغت نامه دهخدا
اندان. [ اَ ] ( اِ ) طریقه و وضع. || اندازه و گز. || دروغ. ( ناظم الاطباء ).
اندان. [اَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سده شهرستان اصفهان با 4372 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، تنباکو و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
فرهنگ فارسی
ده از بخش سده شهرستان اصفهان آب از قنات. محصول: غلات پنبه تنباکو و صیفی.
جمله سازی با اندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سینا کرونی هیچ گاه ازدواج نکرد و در اواخر عمر به جنون مبتلا شد و در ۱۳۵۳ ق جنازهاش را در یکی از چاههای قناتهای سده و اندان پیدا کردند.