انداف

لغت نامه دهخدا

انداف. [ اِ ] ( ع مص ) سخت راندن ستور. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || میل کردن بسوی آواز رباب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).میل کردن به آوای عود. ( از اقرب الموارد ). || خورانیدن سگ را. ( منتهی الارب ). آب خورانیدن سگ را. ( ناظم الاطباء ). خورانیدن آب سگ را و جز آن. ( آنندراج ). آب خورانیدن بسگ. ایلاغ. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سخت راندن ستور. یا میل کردن به سوی آواز باب. یا خورانیدن سگ را.

جمله سازی با انداف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاضى جواد ساباطى كه نصرانى بود و سنّى شد، در براهين ساباطيه كه ردّ برنصارى است از كتاب اشعيا نقل كرده قول او را كه:(اندذيرشل كم قورث ارادوات آف ذى ستم آف حبيبى اند برنجشل كرداوت آف هزروفس اندذى سيرت آف كوسل اند سبت ذى سپرت آفناجل انداف ذى لارداند شل سيك هم اكوك اندر ستيزان ذى فيزاب لارداندشل مات حج افترذى سيت اف هزاپس ‍ نيرزر بروف افترذى بيريك اف هزير.)

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز