لغت نامه دهخدا
( امکانیة ) امکانیة. [ اِ نی ی َ ] ( ع حامص ) وسع و استطاعت. ج، امکانیات. ( از المرجع ).
( امکانیة ) امکانیة. [ اِ نی ی َ ] ( ع حامص ) وسع و استطاعت. ج، امکانیات. ( از المرجع ).
وسع و استطاعت. جمع امکانیات
💡 «مرحوم آقا سید جمالالدین برای حقیر نقل کردند که چند نفر از شاگردان ما دچار خطا و اشتباه شدند؛ و چون ظرفیت سلوک را نداشتند ما به هرگونه بود آنها را روانهٔ ایران نمودیم؛ از جمله آقا میرزا مهدی اصفهانی بود که مدتی با اصرار از ما دستور میگرفت و از جمله دستورها این بود که نوافل خود را به نحو نماز جعفر طیار بخواند؛ او در وقتی چنین حالی پیدا کرد که به هر جا نگاه میکرد سید جمال میدید؛ و ما هرچه خواستیم به او بفهمانیم این معنای حقیقت وجود نیست؛ بلکه ظهوری است در یکی از مجالی امکانیه و چیز مهمی نیست، نشد؛ و این رؤیت را دلیل بر آن میگرفت که در عالم وجود حجت خدا، سید جمال است؛ و پس از خارج شدن از این حال، برای او شک و تردید پیدا شد که آیا این سیر و سلوک حق است یا باطل؟ و روزی که در وادی السلام رفته بودهاست در مکاشفهای میبیند که حضرت بقیةالله ارواحنا فداه کاغذی به او دادند و در پشت آن کاغذ به خط سبز نوشتهاست: أنا الحجة ابن الحسن. خودش این مکاشفه را تعبیر به بطلان سیر و سلوک خود نموده؛ و از آنجا از عرفان و پیمودن راه خدا زده میشود»