اماچ

لغت نامه دهخدا

اماچ. [ اُ ] ( ترکی، اِ ) همان اُماج است. ( شرفنامه منیری ). در تداول مردم گناباد ( خراسان )، آشی که از آرد پزند. و رجوع به اماج شود.

فرهنگ فارسی

همان اماج است

جمله سازی با اماچ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انسان - در مقام فرد - منظومه اى از رخداد وعمل است كه پس از مرگ و آغاز زندگى برزخيش جز به همين گونه از هستى نيست. اماچون بدنى هم دارد كه جزئى از جهان طبيعى است واعمال خوردن، آشاميدن، جذب، هضم و دفع را انجام مى دهد ما او را، و حتى خودمان را بهگونه چيز - شى ء- هم ادراك مى كنيم؛ و بيشتر بدين صورت ادراك مى شويم.

💡 همان غلبه و طغيان شهوت است كه انسان نه از روى دشمنى و عداوت با حق، بلكه بهخاطر غلبه هوى و هوس آنچنان مى شود كه فروغعقل و كنترل شهوت را از دست مى دهد، چنين كسى با اينكه عالم به گناه و حرام است اماچون علمش تحت الشعاع هوى و هوس واقع شده، به آنجهل اطلاق گرديده، مسلما چنين كسى در برابر گناه خود مسؤل است، اما چون از روى عداوت و دشمنى نبوده، سعى و كوشش مى كند اصلاح و جبرانكند.

💡 بنابراين به نظر مى رسد كه اعضاى ديگر نيز هر كدام به نوبه خود گواهى دهند، اماچون بيشترين اعمال انسان به كمك چشم و گوش انجام مى گيرد و پوستهاى تن نخستيناعضائى هستند كه با اعمال تماس ‍ دارند گواهان صف مقدمند.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز