لغت نامه دهخدا
( آلواه ) آلواه. [ آل ْ ] ( اِ ) وُج.فرژ. اگیر. عودالوج. عودالولوج. رجوع به وُج شود.
الواه. [ اَل ْ ] ( اِ ) گیاهی است بهاری که آنرا اگر و در عربی وَج گویند. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 128 ب ). رجوع به «اگر» و «وج » شود.
( آلواه ) آلواه. [ آل ْ ] ( اِ ) وُج.فرژ. اگیر. عودالوج. عودالولوج. رجوع به وُج شود.
الواه. [ اَل ْ ] ( اِ ) گیاهی است بهاری که آنرا اگر و در عربی وَج گویند. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 128 ب ). رجوع به «اگر» و «وج » شود.
گیاهی است بهاری که آنرا اگر و در عربی و ج گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لغت عبری الواه که فرم مؤنث واژه جمع الوهیم است نادر است و تنها در کتاب ایوب مورد استفاده قرار گرفتهاست. الواه یا اله با واژه الله ریشه مشترکی دارد. الله به معنی لغوی ال اله است که نام عربی خدای ابراهیم میباشد.