لغت نامه دهخدا
الساع. [ اِ ] ( ع مص ) دشمنی انداختن میان دو کس و برآغالیدن بر یکدیگر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || گزانیدن کسی با عقرب یا مار. ( از اقرب الموارد ).
الساع. [ اِ ] ( ع مص ) دشمنی انداختن میان دو کس و برآغالیدن بر یکدیگر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || گزانیدن کسی با عقرب یا مار. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یحیی معاذ همین گفت «الهی! أخلی العطایا فی قلبی رجاؤک، و أحبّ الساعات إلیّ ساعة فیها لقاؤک» آن چه جایی بود که وعده دیدار فراموش کند؟، و آن چه دلی بود که نسیم معارف از گلزار وصال نبوید؟، و آن چه زبانی بود که جز نام دوست بخود راه دهد؟ کز نام دوست بوی دوست آید، و از حدیث دوست راحت جان فزاید!
💡 778 - عن ابى عبدالله عليه السلامقال: العبد المومن اذا اذنب اجله الله سبع ساعات فان استغفر الله لم تكتب عليه شى ء وان مضت الساعات و لم يستغفر كتب سيئه. (الحديث )
💡 و ارفعوا اليه ايديكم بالدعاء فى اوقات صلاتكم فانهاافضل الساعات ينظرالله - عزوجل - فيها بالرحمة الى عباده و يجيبهم اذا ناجوه و يلبيهماذا نادوه و يستجب لهم اذا دعوه
💡 جـالب اينكه در حديث ديگرى اين جمله اضافه شده است و ذلك عون على سائر الساعات:(و اين سرگرمى و تفريح سالم كمكى است براى ساير برنامه ها).
💡 ( الرضا عليه السلام قال: واجتهدوا ان يكون زمانكم اربع ساعاو ساعه للهلمناجاته و ساعه لامر المعاش و ساعه لمعاشره الاخوان الثقات و الذين يعرفونكمعيوبكم و يخلصون لكم فى الباطن و ساعه تخلون فيها للذاتكم و بهذه الساعهتقدرون على الثلاث الساعات (1093) )