اقذ

لغت نامه دهخدا

اقذ. [ اَ ق َذذ ] ( ع ص، اِ ) تیر باپر و تیر بی پر و هموار تراشیده بی خم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). ج، قُذّ. جج، قِذاذ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || چیزی اندک یا مال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تیر با پر و تیر بی پر و هموار تراشیده بی خم.

جمله سازی با اقذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و: رؤ ياى مادر حضرت موسى كه نوزادش را در صندوق گذاشته و به آب بياندازد.( اوحينا الى امك ما يوحى ان اقذ فى التابوت ) (29) كه رواياتبر اين دلالت دارند كه مراد ازموحى در اين آيه، همان رؤ ياست.

چموش یعنی چه؟
چموش یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز