افکنده شدن

لغت نامه دهخدا

افکنده شدن. [ اَ ک َ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب )فکنده شدن. افتاده شدن. از پای درآمدن:
فکندش بیک زخم گردن ز کفت
چو افکنده شد دست عذرا گرفت.عنصری.

فرهنگ فارسی

افتاده شدن از پای در آمدن

جمله سازی با افکنده شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمود پسیخانی گویا سرانجام با افکنده شدن در تیزاب کُشته می‌شود، در عمدی بودن این حادثه یا امکان تکفیر وی اطلاعاتی جسته و گریخته در برخی نوشته‌های تاریخی موجود است.

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز