لغت نامه دهخدا
( اطافة ) اطافة. [ اِ ف َ ] ( ع مص ) اطافه کسی به چیزی؛ نزول کردن بدان. ( از اقرب الموارد ). فرودآمدن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به کسی فرودآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || نزدیک گردیدن به کسی یا چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || اطافه به امری؛ احاطه کردن بدان. و در لسان آمده است: طاف به؛ حام حوله. ( از اقرب الموارد ). احاطه کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گرد چیزی درآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ).