لغت نامه دهخدا
اصحاب کیمیا. [ اَ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کیمیاگران. گروهی که میپنداشتند میتوان از راه بدست آوردن ماده اکسیر، زر و سیم بروش مصنوعی بدست آورد. رجوع به مقدمه ابن خلدون ترجمه پروین گنابادی ج 2 ص 1075 و 1112 شود.
اصحاب کیمیا. [ اَ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کیمیاگران. گروهی که میپنداشتند میتوان از راه بدست آوردن ماده اکسیر، زر و سیم بروش مصنوعی بدست آورد. رجوع به مقدمه ابن خلدون ترجمه پروین گنابادی ج 2 ص 1075 و 1112 شود.
کیمیاگران. گروهی که میپنداشتند میتوان از راه بدست آوردن ماده اکسیر زر و سیم بروش مصنوعی بدست آورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهاءالدین محمد بن حسن بن اسفندیار کاتب در کتاب تاریخ طبرستان که در حدود ۶۱۳ قمری تألیف شده آوردهاست: عجایب طبرستان یکی کوه دماوند است که علی ابن ربن الکاتب در کتاب فردوس الحکمه آوردهاست که از دیه اسک تا قله به دو روز شوند و او همچون گنبدی مخروط است و بر همه جوانب او ابداً برف باشد الا بر سر او، مساحت سی گری زمین هیچ جا برف نایستد بزمستان و تابستان و آنجا ریگ بود چنانکه چون پای بر وی نهی فرو شود و چون بر سر کوه ایستی بر آن ریگ همه کوهها چون پشته نماید و دریای خزر در مقابل او راست است، سی سوراخ در سر این کوه باشد که دود کبریت از آن بیرون آید و آوازهای عظیم با سهم از این سوراخها شنوند از لهیب آتش که حقیقت شود که در جوف و میان کوه آتش است و هیچ حیوان قرار نتوان گرفت از سختی باد که جهد و میگویند کبریت اصحاب کیمیا میشاید یافت و در عهد قابوس شمس المعالی یزدادی آوردهاست که جوانی بود پسر امیر کا خواندندی، آنجا کبریت احمر بهدست آورد و زر میکرد تا پادشاه را معلوم شد و بگریخت و در اخبار اصحاب احادیث چنان است که صخر جنی صاحب انگشتری سلیمان النبی صلوات الله علیه چون او را سلیمان بگرفت آنجا محبوس کرد و از حق تعالی عز اسمه درخواست که تا بقیامت او را آنجا عذاب فرماید.