لغت نامه دهخدا
اصحاب نار. [ اَ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اهل نار و دوزخ. ( ناظم الاطباء ). دوزخیان. جهنمیان:
شنیدم که بگریستی شیخ زار
چو برخواندی آیات اصحاب نار.سعدی.
اصحاب نار. [ اَ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اهل نار و دوزخ. ( ناظم الاطباء ). دوزخیان. جهنمیان:
شنیدم که بگریستی شیخ زار
چو برخواندی آیات اصحاب نار.سعدی.
اهل نار و دوزخ. دوزخیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تذكّر: آنچه از عنوان مساس آتش برمى آيد، همانا عذاب و رنج است و گرنه صف عنوان دخول نار يا صحابتِ آتش مستلزم عذاب نيست؛ چنان كه فرشتگانِ مخصوصِ دوزخ، به عنوان اصحاب نار ناميده مى شوند: و ما جَعَلنا اءصاحب النّار إ لاّ ملَئكة (699)، ولى آنان معذّب نخواهند بود.
💡 مبین دشمنان علی را؛ چرا که بی نور باشند اصحاب نار
💡 صورت زیبات هست؛ هم ره ارباب نور سیرت زشتت چراست، پسر و اصحاب نار
💡 نفس تو هر دم بر آرد صد شرار که ببینیدم منم ز اصحاب نار
💡 پس زبانيه ملائكه موكل بر نارند كه به اصحاب نار و خزنه تعبير شده اند خلاصهآنكه بسم الله بايد از مقام ولايت به انسان تلقين شود كه تا با آن هر چه را مى خواهدبداند و به هر مقصدى كه اراده كند بدان دسترسى پيدا نمايد و همه زير سر همين يكحرف است. فتدبر حق التدبر رزقنا الله و اياكم حق معرفه ولاية حق معرفه ولايهمولانا حجة ابن الحسن العسكرى و آبائه الطاهرين الطيبين عليهم السلام.
💡 (تلقاء) بر وزن تبيان و در اصل مصدر از (لقى يلقى ) است، و ليكن در اينجا درمعناى جهت لقاء استعمال شده، ضمير جمعى كه در (ابصارهم ) و در (قالوا) استبه رجال بر مى گردد. و اگر از نگاه كردن به اصحاب نار به جمله (صرفتابصارهم ) تعبير فرموده، گويا براى اين بوده كه انسان به اختيار خودميل ندارد به چيزى كه نگاه به آن باعث ناراحتى است نگاه كند، آنهم درمثل آتش دوزخى كه تلخ ترين و دشوارترين عذابها است،