لغت نامه دهخدا
اسپراس. [ اَ ] ( پهلوی، اِ مرکب ) رجوع به اسپریس شود.
اسپراس. [ اَ ] ( پهلوی، اِ مرکب ) رجوع به اسپریس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از گزارش اسپراس پوینت، لایت اسپید بیانیهای منتشر کرد و گفت: «این گزارش حاوی نادرستیها و توصیفهای نادرست متعددی است که لایت اسپید معتقد است گمراهکننده هستند و به وضوح به نفع اسپراس پوینت هستند، که خود فاش کردهاست که در صورتی که قیمت سهام سود خواهد برد. سرعت نور کاهش مییابد.»
💡 اگر چه نام همهٔ این هفت خسروانی در اسناد نیامده ولی صفوت نام برخی از آنها به قرار زیر ذکر میکند: سکاف، ماداروسنان، سائیکاد، سیسوم (ششم)، جوبران. و حسینعلی ملاح نام آنها را به این قرار میداند: بهار، بندستان، آپرین، مادوزسپان، ششم، گوه، اسپراس.