استقسام

لغت نامه دهخدا

استقسام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) سوگند خوردن خواستن. ( منتهی الارب ). سوگند خواستن. ( زوزنی ). یقال: استقسمه و به. ( منتهی الارب ). || بخش کردن خواستن. ( زوزنی ). بخش کردن خواستن از تیرهای قمار. ( منتهی الارب ). قسمت کردن خواستن از تیرها. ( تاج المصادر بیهقی ). || بهره و نصیب خود خواستن. ( منتهی الارب ). || تفأل و تطیر به تیرهای بی پر در جاهلیت.

جمله سازی با استقسام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رواياتى در ذيل آيه مربوط به گوشت هاى حرام و استقسام به ازلام

💡 جواب اين گفتار يكى همان است كه گفتيم (ازلام ) دراول سوره ظهور در استقسام به (اقداح ) دارد كه خود نوعى قمار بوده، در اين جا همبه همان معنا است.

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
شرح حال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز