استشانه

لغت نامه دهخدا

استشانه. [ اِ ت ِ ن َ ] ( ع مص ) عیب ناک شمردن.

جمله سازی با استشانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پسرم !از زير بار مسؤ وليت انسانى، كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق استشانه خالى مكن كه تاخت و تاز شيطان در اين ميدان كم تر از ميدان تاخت و تاز در بينمسؤ ولين و دست اندركاران نيست و دست و پا براى به دست آوردن مقام (هر چه باشد) چهمقام معنوى و چه مقام مادى مزن. به عذر آن كه مى خواهم به معارف الهى نزديك شوم، ياخدمت به عبادالله نمايم؛ كه توجه به آن از شيطان است، چه رسد كه كوشش براى بهدست آوردن آن.