ازجی

لغت نامه دهخدا

ازجی. [ اَ جا ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از زَجو. نافذتر. رساتر: هو ازجی به منه؛ او نافذتر و رساتر است بدو از وی.
ازجی. [ اَ زَ ] ( ص نسبی ) منسوب به اَزَج، محله ای بزرگ در بغداد و جماعتی از علماء و زهاد و صلحا بدانجا منسوبند. ( انساب سمعانی ). و رجوع به ازج شود.

فرهنگ فارسی

محله بزرگ در بغداد

جمله سازی با ازجی

💡 مهمترین اثر او کتاب «قوت القلوب» است با اسم کامل «قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصف طریق المرید الی مقام التوحید» به معنی «مایه حیات قلب‌ها در معامله با محبوب و توصیف چگونگی رسیدن مرید تا مقام توحید». از گوناگونی مطالبی که در قوت‌القلوب دیده می‌شود، می‌توان دریافت که دوره‌ای طولانی را به فراگیری علوم زمان خود اختصاص داده و به ویژه، در استماع حدیث و روایت آن کوشا بوده‌است. او صحیح بخاری را نزد ابوزید استماع کرد و از عبدالله بن جعفر فارس اجازه روایت گرفت. از کسانی مانند ابوبکر آجری، علی بن احمد مصیصی، محمد بن عبدالحمید صنعانی و احمد ضحاک روایت می‌کرد. همچنین، کسانی مثل عبدالعزیز ازجی و محمد بن مظفر خیاط از او روایت کرده‌اند.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز