لغت نامه دهخدا
( از آن رو ) از آن رو. [ اَ ] ( حرف اضافه + صفت + اسم ) از آن سو. از آن طرف:
هم آنگاه خسرو از آن روی ِ کوه
پدید آمد از راه، دور از گروه.فردوسی. || ( حرف ربط مرکب ) از آن جهت. چون. زیرا.
- از آن رو که؛ چونکه. زیرا که.
( از آن رو ) از آن رو. [ اَ ] ( حرف اضافه + صفت + اسم ) از آن سو. از آن طرف:
هم آنگاه خسرو از آن روی ِ کوه
پدید آمد از راه، دور از گروه.فردوسی. || ( حرف ربط مرکب ) از آن جهت. چون. زیرا.
- از آن رو که؛ چونکه. زیرا که.
= زیرا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه دماغ بشر این بوی یافت قابل آن بود از ان روی یافت
💡 وَ ما تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیاتِ رَبِّهِمْ نیاید بایشان هیچ نشانی از نشانهای خداوند ایشان، إِلَّا کانُوا عَنْها مُعْرِضِینَ (۴۶) مگر از ان روی گردانیده میباشند.