ارجه

لغت نامه دهخدا

ارجه. [ اَ ج َ / ج ِ ] ( اِ ) در خراسان مرز روسیه، ژونی پروس پلی کارپا را ارجه نام میدهند.

فرهنگ فارسی

در خراسان مرز روسیه

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَرْجِهْ: اورا نگهدار- اورا مهلت بده(از ماده ارجاء به معنای تاخیر انداختن است. در عبارت "قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِی ﭐلْمَدَائِنِ حَاشِرِینَ" منظور این است که:موسی و برادرش را مهلت بده و درباره آنان به سیاست و شکنجه، عجله و شتاب مکن و بفرست سا...
ریشه کلمه:
رجو (۲۸ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با ارجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بـعـد از مشورتها سرانجام اطرافيان به فرعون گفتند: موسى و برادرش را مهلتى ده ودر كار آنها عجله مكن و به تمام شهرهاى مصر ماموران براى بسيج اعزام كن (قالوا ارجه واخاه و ابعث فى المدائن حاشرين ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران