لغت نامه دهخدا
احدیه. [ اَح َ دی ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) رجوع به احدیت شود.
احدیه. [ اَ ح َ دی ی َ / ی ِ ] ( ص نسبی، اِ ) درمهای قل هواللهی، و آن نوعی مسکوک سیمین است در قدیم.
احدیه. [ اُ دی ی َ ] ( ع اِ ) نوعی از حداء است. احدوه.
احدیه. [ اُ ح ُ دی ی َ ] ( اِخ ) نام سال سیم هجرت رسول صلوات اﷲ علیه به مدینه و آن مطابق با سال شانزدهم بعثت است و غزوه احد در آن سال روی داده است.