ابوعنان

لغت نامه دهخدا

ابوعنان. [ اَ ع ِ ] ( اِخ ) از روات حدیث است.
ابوعنان. [ اَ ع ِ ] ( اِخ ) فارس بن ابی الحسن. یازدهمین از ملوک بنی مرین بمراکش. هنگامی که پدر او ابوالحسن در اندلس شکست خورد و آوازه افتاد که وی کشته شده است ابوعنان که در این وقت والی الجزایر بود متوجه فاس گشته و به سال 749 هَ. ق. بر تخت پدر نشست. سپس ابوالحسن بازگشت و پسر از سپردن تاج و تخت به پدر سرباز زد و میان آندو دو سال محاربات پیوست و در سال 752 ابوالحسن وفات یافت و ابوعنان بی منازعی سلطان مراکش گشت و سپس بنی زیان بملک او تاختند و جزایر و تونس را متصرف گشتند و او با آنان جنگ کرد و غالب آمد و املاک مغصوبه از ایشان مسترد داشت و در سال 759 هَ. ق. درگذشت.
ابوعنان. [ اَ ع ِ ] ( اِخ ) فروخ. او از عباس و ابوحباب از او روایت کند.
ابوعنان. [اَ ع ِ] ( اِخ ) ملک مغرب. او راست: الدرة السنیة و الوسیلة النبویة. رجوع به ابوعنان فارس شود.

جمله سازی با ابوعنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابن بطوطه به دستور ابوعنان فارس این بار عازم سفری دوساله به مناطق مرکزی آفریقا و امپراتوری مالی شد که مدت چندانی از نفوذ اسلام به آنجا نگذشته بود و برای رسیدن به آن باید صحرای بزرگ آفریقا را پشت سر می‌گذاشت. او پیش از عبور از صحرا به سجلماسه رفت و بیش از چهار ماه مهمان فقیهی به نام ابومحمد بشری شد که پیش‌تر برادرش را در چین دیده بود. او سپس به پیشنهاد راهنماهای محلی، چند شتر خرید و آنها را پروراند تا آمادهٔ سفر صحرا شوند. سپس در ۱ محرم ۷۵۳، به همراه قافله‌ای که مسیر را می‌شناخت، حرکت کرد و به تمبوکتو رفت. سپس ضمن بازگشت، به تکدا رفت و از معادن مس آن منطقه بازدید کرد. در ادامه، با کاروانی از برده‌فروشان همراه شد و در ۱۱ شعبان ۷۵۴ به سمت هکار به راه افتاد. ابن بطوطه سرانجام در نیمهٔ اول ذیحجهٔ ۷۵۴، چند روز پس از عید قربان، به فاس برگشت و به سفرهای طولانی خود پایان داد.

💡 چنان که برخی از درباریان ابوعنان فارس، ابن بطوطه را به دروغ‌گویی و جعل اکاذیب متهم کردند. ابن جزی و ابن خلدون به شیوع این تردید بین مردم اشاره کرده‌اند؛ هرچند ابن خلدون خودش گفته‌های ابن بطوطه را باور داشت.