ابوراشد

لغت نامه دهخدا

ابوراشد. [ اَ ش ِ ] ( ع اِ مرکب ) قرد. ( المزهر ). کپی. حمدونه. بوزینه. میمون.
ابوراشد. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) او از عمار و از او عدی بن ثابت روایت کند.
ابوراشد. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) الازدی عبدالرحمن بن عبد. صحابی است. او بزمان جاهلیت به ابومعاویه یا عبدالعزی بن معاویه معروف بود.
ابوراشد. [ اَ ش ِ ] ( اِخ )تنوخی. محدث است و صفوان بن عمرو از وی روایت کند.
ابوراشد. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) حبرانی. محدث است. او از ابوامامه و از او سلام و حبیب بن عبید روایت کنند.
ابوراشد. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) کوفی. محدث است و علی و عبدالعزیزبن سیاه از او روایت کند.
ابوراشد. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) المثنی بن زرعه. محدث است و از محمدبن اسحاق روایت کند.
ابوراشد. [ اَ ش ِ] ( اِخ ) مولی عبیدبن عمیر. اعمش از وی روایت کند.
ابوراشد. [ اَ ش ِ ] ( اِخ ) نافعبن ازرق. پیشوای ازارقه، فرقه ای از خوارج. رجوع به نافع... شود.

جمله سازی با ابوراشد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 2. ازارقه: اين گروه پيروان ابوراشد نافع بن الازرق (م 65 هجرى ) هستند. نافعنخستين كسى بود كه با ابداع برخى آراى خاص باعث تفرقه و انشعاب در ميان خوارجگرديد.(18) ازراقه بيش از ديگران در تبديل شدن خوراج به يك گروه مذهبى وكلامى و نه صرفا سياسى، نقش داشتند.(19) در عينحال، ازارقه از لحاظ سياسى و نظامى و نيز تعدا پيروان و سپاهيان از ديگر فرقه هاىخوارج قويتر و پرنفوذتر بودند. نافع در زمانى كه عبدالله بن زبير قيام كرده بودو بر مناطقى از جمله بخشهايى از ايران تسلط يافته بود، از بصره به سمت اهواز حركتكرد و اهواز، فارس، كرمان و نواحى اطراف را به تصرف در آورد. آنها به رهبرىنافع مدتها با سپاهيان ابن زبير و امويين جنگيدند تا اينكه ابن زبير، يكى ازفرماندهان خود را به نام مهلب بن ابى صفره با بيست هزار تن، از بصره به جنگ آنهافرستاد. مهلب نوزده سال با ازارقه جنگيد كه مدتى از سوى ابن زبير و مدتى نيز ازسوى حجاج و در زمان حكومت عبد الملك بن مروان بود. او در يكى از جنگها نافع را كشت وسپس با ايجاد اختلاف در سپاه ازارقه، آنان را به كلى نابود كرد. (20)

💡 پيروان نافع بن ارزق را گويند. نافعى مكنى به ابوراشد است اين فرقه از ديگرفرق خوارج نيرومندتر بوده و مخالفان خود را كافر و مشرك مى دانستند. آنان برادرانخارجى خود را كه به آنان نمى پيوستند، مشرك مى خواندند. اما خوراج محكمه فقطدشمنان خود را كافر دانسته و مشركشان نمى گفتند. افرادى كه به اين فرقه مىپيوستند، در ابتداى ورود به سختى آزمايش مى شدند. آنان بايد اسيرى را گردن مىزند؛ اگر چنين مى كردند، پذيرفته شده و قبول بودند، در غير اين صورت وى را منافقو مشرك مى خواندند، و به قتل مى رساندند. خوارج ازارقهقتل زنان و كودكان مخالفين خود را جايز واجب مى دانستند.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز