ابو حمید
لغت نامه دهخدا
ابوحمید. [ اَ ح َ] ( ع اِ مرکب ) خرس. ( مهذب الاسماء ). دُب. ( المزهر ).
ابوحمید. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) عصام بن عمرو بغدادی. محدث است.
ابوحمید. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) قتادةبن فضیل و احمدبن سلیمان الرهاوی از او روایت کنند.
ابوحمید. [ اَ ح َ ] ( اِخ ) مولی مسافع تابعی است. او از ابوهریره و ابن شهاب از او روایت کند.
فرهنگ فارسی
محدث است
جمله سازی با ابو حمید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرویدن بلغارهای ولگا به اسلام عموماً به اولین دهه قرن ۱۰ میلادی تاریخگذاری میشود، و از میانه قرن ۱۲ میلادی، آشکار است که اشخص تاریخی اسلامی و اشکال اسلامی اعتبار اجتماعی به عاملی مهم برای همبستگی کمونیستی و سیاسی بلغار تبدیل شده بود. سیاح اندلسی ابو حمید القرناطی که بلغار را در ۱۱۵۰ میلادی بازدید کرده بود، ذکر میکند که اسکندر ذوالقرنین در در راهش برای ساخت دیوار آهنی که یاجوج و ماجوج [گاگ و مگاگ] را درون سرزمین تاریکی در بر میگیرد از بلغار عبور کردهاست، یعنی، منطقه ولگا-کاما [Volga-Kama] … در حالی که نجاب الهمدانی [Nijab al-Hamadani] گزارش میکند که حاکمان بلغار از تبار اسکندر ذوالقرنین هستند.