واژه «ابو حسان» در متون لغوی عربی به عنوان یکی از نامها و القاب عقاب بهکار رفته است و در واقع به پرندهای شکاری و نیرومند اشاره دارد که به دلیل قدرت، تیزبینی و پرواز بلند، در زبان عربی و فارسی با نامهای گوناگونی شناخته شده است. در برخی منابع لغوی، «ابو حسان» به صورت یک نام عمومی برای عقاب ذکر شده و در کنار آن، نامهای دیگری نیز برای همین پرنده آمده است که همگی به یک مفهوم واحد اشاره دارند. از جمله این نامها میتوان به «ابوالحجاج»، «آله»، «دال من»، «ججا»، «شغواء»، «شهباز»، «شاهباز»، «کامیر» و «لخواء» اشاره کرد که همگی در واقع از اسامی یا القاب مختلف عقاب در فرهنگ لغتهای کهن هستند. در برخی متون، این واژهها ممکن است با تفاوتهای جزئی در معنا یا کاربرد همراه باشند، اما در اصل به یک موجود واحد یعنی عقاب اشاره دارند. بنابراین «ابو حسان» نه تنها یک نام مستقل، بلکه یکی از مجموعه نامهای سنتی و ادبی برای عقاب به شمار میآید. از سوی دیگر، در برخی منابع لغوی مانند «مهذب الاسماء»، برای این واژه معنای روغن نیز ذکر شده است. این اختلاف معنایی میتواند ناشی از تفاوت کاربرد در لهجهها یا دورههای تاریخی مختلف باشد. بنابراین «ابو حسان» یک واژه چندمعنایی است که بسته به متن و منبع، میتواند به حیوانی شکاری یا مادهای مانند روغن اشاره داشته باشد. در مجموع، این واژه بیشتر در متون کهن عربی و فارسی به صورت لقب یا نام نمادین به کار رفته و فهم دقیق آن نیازمند توجه به بافت جمله و منبع لغوی است.
ابو حسان
لغت نامه دهخدا
ابوحسان. [ اَ ح َس ْ سا ] ( ع اِ مرکب ) عقاب. ( المزهر ). ابوالحجاج. آله. دال من. ججا. شغواء. شهباز. شاهباز. کامیر. لخواء. || روغن. ( مهذب الاسماء ).
ابوحسان. [اَ ؟ ] ( اِخ ) او با سلم به امر یحیی بن خالدبن برمک کتاب مجسطی را ترجمه و اصلاح کرده است. ( ابن الندیم ).
ابوحسان. [ اَ ؟ ]( اِخ ) مقلدبن مسیب بن رافع. از امرای بنی عقیل ملقب به حسام الدوله صاحب موصل. رجوع به مقلدبن مسیب شود.
فرهنگ فارسی
عقاب
جمله سازی با ابو حسان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابو حسان عجلى گفت: دختر رشيد هجرى را ملاقات كردم و به او گفتم: هر آن چه را كه از پدرت شنيدى برايم بيان كن. گفت: از پدرم شنيدم مى گفت: حبيبم اميرالمؤ منين (ع )به من فرمود: اى رشيد، صبر تو چگونه خواهد بود وقتى كه حرام زاده بنى اميه به دنبال تو بفرستد و دست ها و پاها و زبان تو را قطع نمايد؟ عرض كردم: يا اميرالمؤمنين، آيا آخر اين (مصايب ) به بهشت منتهى مى شود؟