مفاضه

لغت نامه دهخدا

( مفاضة ) مفاضة. [ م ُ ض َ ] ( ع ص ) درع مفاضة؛ زره فراخ. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). زره گشاد و گاهی میم را حذف کنند و فاضة گویند. ( از اقرب الموارد ). || امراءة مفاضة؛ زن کلان و بزرگ شکم. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مفاضه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در اين قياس كه ذكر شد، وجهه قلب اگر به تعمير آخرت و معارف حقه شد و توجه آنبه عالم غيب شد، يك نحوه تناسبى با ملكوت اعلى، كه عالم ملائكه و نفوس طيبه سعيدهاسـت و بـه مـنـزله ظـل نـورانـى عـالم طـبـيعت است، پيدا كند، و علوم مفاضه به آن از علومرحمانى ملكى و عقايد حقه، و خطرات از خطرات و القائات الهيه گردد، و از شك و شركمنزه و پاكيزه گردد و حالت استقامت و طماءنينه در نفس پيدا شود، و اشتياقات آن نيز برطـبـق عـلوم آن، و ارادات بـر طـبـق اشـتـيـاقـات، و بـالاخـرهاعـمـال قـلبـيـه و قـالبـيـه و ظـاهـريـه و بـاطـنـيـه از روى مـيـزانعقل و حكمت واقع شود.

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
داف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز