مفاجر

لغت نامه دهخدا

مفاجر. [ م َ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مفجرة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ج ِ مفجرة، یعنی موضع آب زهیدن. ( آنندراج ): این بساط اخضر که مرصع است به جواهر ازهار و این بسیط اغبر که ملمع است به مفاجر انهار بی قادری دانا و مقدری توانا ممکن نیست. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی چ 1 تهران ص 7 ). و رجوع به مفجرة شود.

فرهنگ فارسی

جمع مفجره یعنی موضع آب زهیدن

جمله سازی با مفاجر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون من بفاجری پسران در مفاجری همچون چراغ در شب تاریک روشنند

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز