معانده

لغت نامه دهخدا

معانده. [ م ُ ن َ دَ / ن ِ دِ ] ( از ع، اِمص ) ستیهیدن با کسی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معاندة و معاندت شود.

جمله سازی با معانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعبير از تورات يا قرآن به (كتاب اللّه ) كه با اضافه به كلمه (اللّه ) و تكرار اسم ظاهر كتاب همراه است، از باب تعظيم و تشريف حقّ اين كتاب و مبالغه در زشتى كفر به ن است وبا توجه به اين كه متعلق (لايعلمون ) در جمله (كاءنهم لايعلمون )، يعنى معلومى كه گويا آنان به آن علم نداشتند يا كتاب اللّه بودن تورات يا قرآن است يا مطلق محتواى تورات يا خصوص بشارت ها و دلايل يكه بر نبوت رسول مكرّم صلى الله عليه و آله در تورات آمده بود. جمله (كاءنّهم لايعلمون ) اشعار دارد كه كفر آنان همانند كفر آل فرعون از سر لجاج و عناد و كفرى عالمانه بود: (وجحدوا بها واتيفنتها اءنفسهم )(1453)؛ زيرا كسى كه از (الذين اءُوتوا الكتاب ) و آگاان به كتاب است و در عين حال به گونه اى آن را پشت سر مى اندازد كه گويا به (كتاب اللّه ) بودن آن يا به محتواى آن هيچ آگاهى ندارد، معلوم مى شود كه اهل معانده و مكابره است؛ يعنى جهل علمى مانع ايمان آوردن آنه نبود، بلكه جهالت عملى سبب نبذ و كفر آنان شد.

💡 صراط الذين انعمت عليهم بنماى ما را، راه آنان كه بهفضل خود برايشان انعام كردى، به نعمت نبوت و رسالت و ولايت و صديقيت و شهادت وصلاحيت، يا راه آنان كه اهل قربند و ايشان را بهكمال نعمت ظاهر كه قبول شريعت است و به جمال نعمت باطن كه اطلاع بر اسرار حقيقت است، آراسته و معزز و مكرم داشته اى. غيرالمغضوب عليهم نه راه آنان كه كافرشدند و خشم گرفته اى بر ايشان، يا راه جهودان كه به سبب تمرد و تجاوز و معانده وقتل انبياء و تحريف تورات بر آنان خشم گرفتى، يا هر كس كه طرف تفريط را دارد.