لغت نامه دهخدا
مطارب. [ م َ رِ ]( ع اِ ) ج ِ مَطرَب و مَطرَبَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مطرب و مطربة شود.
مطارب. [ م َ رِ ]( ع اِ ) ج ِ مَطرَب و مَطرَبَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مطرب و مطربة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ناکام رفتم برون از مجالس به ناچار کردم وداع مطارب