مشک نقاب

لغت نامه دهخدا

مشک نقاب. [ م ُ / م ِ ن ِ ] ( ص مرکب ) زنی که روی خود را از نقاب سیاه پوشانیده باشد. ( ناظم الاطباء ). || مشک فشان. از اسمای معشوق است. ( آنندراج ):
نماز شام که در شب نقاب بست بمشک
رسید نزد من آن ماه روی مشک نقاب.امیر معزی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

زنی که روی خود را از نقاب سیاه پوشانیده باشد.

جمله سازی با مشک نقاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گسسته گردد عقد گهر زدیده من نمازشام که بندد هوا ز مشک نقاب

💡 مشک نقاب قمر خویش ‌کرد سیم‌ حجاب حجر خویش کرد

💡 نماز شام که از شب نقاب بست هوا رسید نزد من آن آفتاب مشک نقاب

مهر یعنی چه؟
مهر یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز