مسحورون
مترادفها
افسونشدگان، شیفتهها
لغت نامه دهخدا
مسحورون. [ م َ ] ( ع ص،اِ ) ج ِ مسحور ( در حالت رفعی ). رجوع به مسحور شود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَّسْحُورُونَ: جادو شده ها
ریشه کلمه:
سحر (۶۳ بار)
جمله سازی با مسحورون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 (بلكه ما را سحر كرده اند و آنچه مى بينيم ابدا واقعيت ندارد!(بل نحن قوم مسحورون ).
💡 و اينكه بعد از آن، جمله بل نحن قوم مسحورون (بلكه ما گروهى هستيم كه سحر شده ايم) آمده با اينكه همين چشم بندى نيز از انواع سحر است شايد اشاره به اين باشد كه ازچشم بندى هم فراتر رفته، سر تا پاى ما سحر شده، نه تنها چشممان بلكه تمام وجودمان بر اثر سحر احساس واقعى خود را از دست داده است و آنچه حس مى كند بر خلاف واقعيت است.
💡 در داستانهای افسانهای، شخصیتهای مسحورون با نگاههای خیره و مبهوت، زیباییهای ماوراءالطبیعه را در اطراف خود به وضوح میبینند.
💡 شاعر با توصیف مردمان مسحورون، توانست حالت حیرت و شگفتی را که در برابر عظمت طبیعت داشتند، به زیبایی به تصویر بکشد.
💡 در آن فضای مرموز و تاریک، گویی تمام حاضران مسحورون شده بودند و نمیتوانستند از جادوی محیط اطراف خود چشم بردارند.