لغت نامه دهخدا
مستنی ٔ. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) ستاره فرورونده به مغرب و برآمده رقیب آن به مشرق. ( ناظم الاطباء ). || عطا خواهنده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استناءة شود.
مستنی ٔ. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) ستاره فرورونده به مغرب و برآمده رقیب آن به مشرق. ( ناظم الاطباء ). || عطا خواهنده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استناءة شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مستنی خواهم که هشیاری نباشد هر گزش ساقئی کر تا به یاد لعل او جامم دهد