بر جای بیجان شدن
از حرکت افتادن، بیجان و بیاثر شدن؛ یعنی چیزی یا کسی دیگر جنبوجوش و کارایی نداشته باشد.
مترادفها
مردن، از دنیا رفتن، جان سپردن، فوت شدن
متضادها
زنده شدن، جان گرفتن، حیات یافتن
از حرکت افتادن، بیجان و بیاثر شدن؛ یعنی چیزی یا کسی دیگر جنبوجوش و کارایی نداشته باشد.
مردن، از دنیا رفتن، جان سپردن، فوت شدن
زنده شدن، جان گرفتن، حیات یافتن