مستغش

لغت نامه دهخدا

مستغش. [ م ُ ت َ غ ِش ش ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استغشاش.خائن شمرنده کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || گمان غش و خیانت کردن برنده کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به استغشاش شود.

جمله سازی با مستغش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (( (رواة الكتاب كثير، و رعاته قليل. فكم من مستنسخ للحديث، مستغش للكتاب. والعلماء، يجزيهم الدراية، و الجهال الرواية ) )). در نتيجه، تفسير حديث مذكور،چنين خواهد بود. راويان كتاب و قرآن كريم، فراوانند، و رعايت كنندگان آن، اندك اند.چه بسا نويسندگان حديث وجود دارند كه نسبت به قرآن خيانت مى كنند. فهم وعمل به روايات، بار تكليف را از شانه علماء برميدارد، در حاليكه روايت ونقل حديث - منهاى دانستن و عمل كردن - مى تواند براى اسقاط تكليف جاهلان، كافى باشد.

💡 524- (( ان رواة الكتاب كثير، و ان رعاتهقليل. و كم من مستنصح للحديث، مستغش للكتاب؛ فالعلماء يحزنهم ترك الرعاية، والجهال يحزنهم ترك الرواية )). (منية المريد، ص 181. الكافى 1/62). در متنچاپى منية المريد، حديث مذكور بدينگونه آمده است:

پژواک یعنی چه؟
پژواک یعنی چه؟
سلاک یعنی چه؟
سلاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز