مساورت

مترادف‌ها

مشورت، گفتگو، رایزنی

لغت نامه دهخدا

مساورت.[ م ُ وَ رَ ] ( ع مص ) مساورة. رجوع به مساورة شود.
مساورة. [ م ُ وَ رَ ] ( ع مص ) گرفتن سر کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || برجستن بریکدیگر و حمله آوردن. ( منتهی الارب ). بر یکدیگر جهیدن چون مار که بر سوار بر می جهد. ( اقرب الموارد ). || جهیدن و حمله کردن بر کسی، گویند: ساورتنی الهموم؛ غمها بر من حمله آوردند. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(مُ وَ رَ ) [ ع. مساورة ] (مص ل. ) جست و خیز کردن، به سوی یکدیگر حمله کردن.

فرهنگ عمید

۱. بر یکدیگر جستن.
۲. با یکدیگر جست وخیز کردن.

ویکی واژه

مساورة
جست و خیز کردن، به سوی یکدیگر حمله کردن.

جمله سازی با مساورت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نهم: معاشرت و مصاحبت نداشتن با كفّار و منافقين و فسّاق و نداشتن خوف و تقيّه و مداراتبا آنها و دورى از ايشان و منزل نكردن در منازل آنان، چنانكه همه حجّتهاى خداوندى پيشاز بعثت و بعد از آن، بلكه در ايّام عزلت و غيبت خود داشتند و مؤ الفت و مساورت مىكردند، بلكه مناكحت و مزاوجت از طرفين داشتند و سالها با فاسق منافقى حتّىمثل مروان، نماز مى كردند و دستهايى را مى بوسيدند كه خود فرمودند: (اگر توانايىداشتيم قطع مى نموديم.) و روز ماه رمضان افطار كردند وامثال اين مصايب را ديدند و خداى تعالى اين حجّت عزيز خود را نگاه داشت از همه آنها.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران