کلمه «مسارح» جمع واژه «مسرح» است و به معنای چراگاهها یا زمینهایی است که برای چراندن دامها مورد استفاده قرار میگیرد. مسارح معمولاً زمینهای باز و وسیع هستند که گیاهان مرتعی برای تغذیه حیوانات در آن رشد میکنند. در ادبیات کلاسیک، «مسارح» گاه به معنای مکانهای طبیعی و حاصلخیز برای دامداری و کشاورزی ذکر شده است. این واژه نشاندهنده اهمیت چرای دامها و استفاده بهینه از زمینهای طبیعی در اقتصاد و زندگی روزمره گذشته است. این مکانها معمولاً در فلاتها، دشتها و مناطق کوهستانی گسترده قرار داشتند تا دامها بتوانند آزادانه حرکت کنند. مسارح بخشی از نظام بهرهبرداری سنتی از زمین و منابع طبیعی در ایران و مناطق اطراف آن بوده است. به طور خلاصه، این واژه یعنی چراگاهها، زمینهای وسیع و مرتعی که برای چراندن دام و بهرهبرداری از مراتع طبیعی استفاده میشوند.
مسارح
لغت نامه دهخدا
مسارح. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِسرح. ( اقرب الموارد ). رجوع به مسرح شود. || ج ِ مَسرح. ( دهار ) ( منتهی الارب ). چراگاهها. رجوع به مسرح شود: که مراعی مساعی و مسارح مناجح عالمیان به قطارامطار این علوم سیراب میگردد. ( تاریخ بیهقی ص 4 ).
فرهنگ معین
(مَ رِ ) [ ع. ] (اِ. ) ج مسرح، چراگاه ها.
فرهنگ عمید
چراگاه.
ویکی واژه
ج مسرح؛ چراگاهها.
جمله سازی با مسارح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 8 - مسارح الافكار فى مطارح الانظار، (حاشيه بر تقريرات شيخ انصارى.)