لغت نامه دهخدا
( آتش خان ) آتش خان. [ ت َ ] ( اِخ ) نام یکی از بزرگان باستانی نصیریان یعنی علی اللهیان. و او را خان آتش نیز گویند.
( آتش خان ) آتش خان. [ ت َ ] ( اِخ ) نام یکی از بزرگان باستانی نصیریان یعنی علی اللهیان. و او را خان آتش نیز گویند.
( آتش خان ) نام یکی از بزرگان باستانی نصیریان یعنی علی اللهیان
آتشخان
جایی که در آن آتش روشن میکنند، نظیر محل شعله سماور، کوره، و مانند آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولین جوش بهار عشق میباشد هوس بیخس و خاشاک نتوان رنگ آتشخانه ریخت
💡 کی بود در سوختن سبقت به من خاشاک را؟ رنگ آتشخانه از خاکستر من ریختند
💡 شمع آمد و گفت: جانم آتشخانه است وز آتشِ من هزار دل دیوانه است
💡 تا ز دود اهل نظر چشمی توانند آب داد رخنه در دیوار آتشخانه راز افگنم
💡 ندارم یک نفس آرام در یک جا ز شوق او سپند بی قرار من در آتشخانه افتاده