لغت نامه دهخدا
جا افتادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بجای خود قرار گرفتن استخوان ازجای بشده. استخوان جابجا شده بجای خود بازافتادن. || دم کشیدن پلو یا غذای دیگر. || نیک پخته شدن غذا: کوفته اش هنوز جا نیفتاده است.
جا افتادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بجای خود قرار گرفتن استخوان ازجای بشده. استخوان جابجا شده بجای خود بازافتادن. || دم کشیدن پلو یا غذای دیگر. || نیک پخته شدن غذا: کوفته اش هنوز جا نیفتاده است.
(اُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - با محیط یا شغل تازه سازگار شدن. ۲ - در جای خود قرار گرفتن استخوان جابه جا شده. ۳ - خوب پخته شدن غذا، به ویژه آش و مانند آن. ۴ - با تجربه شدن، به کمال رسیدن.
( مصدر ) ۱- جاگیرشدن. ۲- بجای خود قرارگرفتن استخوان از جاب بشده. ۲- دم کشیدن پلو یا غذای دیگر نیک پخته شدن غذا. ۴- کامل شدن درست شدن: (( ترشی کاملاجاافتاده ) ). ۵- بابتدای سن کهولت و عقل و تدبیر رسیدن.
با محیط یا شغل تازه سازگار شدن.
در جای خود قرار گرفتن استخوان جابه جا شده.
خوب پخته شدن غذا، به ویژه آش و مانند آن.
با تجربه شدن، به کمال رسیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حکم لشکر کش ارواح مبدل نشود تا در آن تفرقه هر کس به کجا افتادند
💡 آوردهاند که چهار کس در راهی یک جا افتادند: اول پادشاهزادهای که آثار طهارت عرق و شرف منصب در حرکات و سکنات وی ظاهر بود و علامات اقبال و امارات دولت عرق و شرف منصب در حرکات و سکنات وی ظاهر بود و علامات اقبال و امارات دولت در افعال و اخلاق وی واضح، و استحقاق وی منزلت مملکت و رتبت سلطنت را معلوم عالمی در یک قبا و لشکری در یک بدن.
💡 آبجوی کدر یکی از انواع آبجوهای بشکه ای است. بدین جهت آبجو نیازی به رسیدن به بلوغ(جا افتادن) در خنکی ندارد و بنابراین مقدار دی اکسید کربن کمی دارد. از آنجا که همه رسوبات و ته نشین ها در آبجو شناور هستند و در آبجو باقی می ماند، آبجو حاوی مواد مغذی و با ارزش تر از آبجوهای فیلتر شده و صنعتی مرسوم در بازار است . در واقع آبجوی کدر یک نوشیدنی تند و "خوشمزه" است.