لغت نامه دهخدا
( مزادة ) مزادة. [ م َ دَ ] ( ع اِ ) توشه دان فراخ، یا عام است. ( از منتهی الارب ). توشه دان فراخ و یا هر توشه دانی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). ج، مَزاد، مَزائد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || آبدست دان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آفتابه. خیک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). متاره بزرگ. مطهره. مشک بزرگ. معاضه.