مزاده

لغت نامه دهخدا

( مزادة ) مزادة. [ م َ دَ ] ( ع اِ ) توشه دان فراخ، یا عام است. ( از منتهی الارب ). توشه دان فراخ و یا هر توشه دانی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). ج، مَزاد، مَزائد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || آبدست دان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آفتابه. خیک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). متاره بزرگ. مطهره. مشک بزرگ. معاضه.

جمله سازی با مزاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راغب در مفردات گفته: اصل معناى (صلصال ) عبارت است از صدايى كه از هر چيزخشكى چون ميخ و امثال آن به گوش برسد، و اگرگل خشكيده را هم صلصال گفته اند كه در قرآن هم آمده (منصلصال كالفخار) و (من صلصال من حماء مسنون: ازگل خشكيده اى از لايه اى متعفن بدين جهت است كه وقتى روى آن راه مى روند صدا مى كند.كلمه (صلصله ) به معناى آب باقيمانده است، و از اين جهت صلصلة گفته اند كهحكايت از صداى حركتش در مزاده ( مشگ ) مى كند. و بعضى گفته اندصلصال به معناى گل متعفن است كه از (صل اللحم: گوشت گنديد) گرفته شده است.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز