لغت نامه دهخدا
مرغز. [ م َ غ ُ / م ُ غ ُ ] ( اِ ) نام نژادی از بز از نژاد آنقره و دارای پشم ابریشمین است، در کردستان فراوان و پشم آنها به مصرف پشتک و عبا و یاپونچی و سایر پارچه های قیمتی میرسد. ( جغرافیای سیاسی کیهان ). بزآنقره. بز کشمیری. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). پوست بز آن قره. پوست بز کشمیری که آستر جامه زمستانی کنند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
مرغز. [ م َ غ َ / غ ُ ] ( اِخ ) نام جایی و مقامی است. ( برهان ) ( از جهانگیری ). موضعی است به حدود غور و هرات. موی گوسفندان آنجا نرم و بلند و پیچیده است که در زمستان در زیر پا نهند و بر آن نشینند. ( آنندراج ). مرحوم دهخدا در این مورد چنین نوشته است: گمان می کنم فرهنگ نویسان از کلمه مرغزی که منسوب به مرو است به اشتباه افتاده و مرغز را نام محلی فرض کرده باشند.