مردارخانه
لغت نامه دهخدا
مردارخانه. [ م ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جای انباشتن لاشه و جسد. || خانه ای از نرد باشد که در آن مهره در ششدر افتد. ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( آنندراج ). چون مهره در آن خانه مانند مرده از حرکت باز ایستد لهذا آن خانه را مردارخانه گویند. ( از انجمن آرا ). || خانه کنار شطرنج که جهودخانه و بیت الخلاء نیز گویند. ( رشیدی ) ( انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خانهای در بازی نرد که مهره در آن خانه در ششدر افتد و نتواند بیرون آید. ۲ - زندان. ۳ - دنیا. مردار خوار. ۱ - ( صفت ) آنکه مردار خورد ( چون گرگ کرکس زاغ زغن و غیره ) لاشه خور: بروز یلان در دم کار زار تو بر کوه چون گرگ مردار خوار. ( شا ) الا مرغی بود که مردار خوار یا نجاست خوار باشد مثل مرغ خانگی... ۲ - ( اسم ) کرکس.
جمله سازی با مردارخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو قسمت این دو چیزست از زمانه چه خواهی کرد این مردارخانه
💡 در محیطهای وحشی و بکر، مردارخانه محل تجمع حیوانات درندهای است که برای یافتن بقایای جانداران ازدیاد جمعیت آنها را افزایش میدهد.
💡 زیستشناسان با مطالعه دقیق رفتار حیوانات در نزدیکی مردارخانه، توانستند چرخه طبیعی تجزیه مواد آلی در اکوسیستمهای جنگلی را بهتر درک کنند.
💡 در آن منطقه دورافتاده، وجود یک مردارخانه بزرگ باعث شده بود که انواع مختلفی از پرندگان لاشخور در آن ناحیه تجمع یابند.