نوبت خانه

لغت نامه دهخدا

نوبت خانه. [ ن َ / نُو ب َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) نقاره خانه. جائی که در آن موزگان می زنند. ( ناظم الاطباء ). || قراول خانه. جائی که در آن پاسبان منزل دارد. ( ناظم الاطباء ). جایگاه نوبتیان. پاسدارخانه: قاضی را از پیش سلطان ببردند نیم مرده و در نوبت خانه بازداشتند و زر خواستند. ( سیاست نامه از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

( ~. نِ ) (اِمر. ) نقاره خانه.

فرهنگ فارسی

(اسم ) نقارهخانه: قاضی را از پیش سلطان ببردند نیم مرده و در نوبت خانه بازداشتند و زر خواستند.

ویکی واژه

نقاره خانه.

جمله سازی با نوبت خانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نوبت خانه گذشت نوبت بستان رسید صبح سعادت دمید وقت وصال و لقاست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران