مراءه

لغت نامه دهخدا

( مراءة ) مراءة. [ م َ ءَ ] ( ع اِ ) زن. ( ترجمان علامه جرجانی ص 87 ). تأنیث مرء است و جمع آن بر غیر لفظ اصلی می شود: نساء. ( از متن اللغة ). || ( اِخ ) گاه در تاریخ از مراءة مراد کلئوپاترا است. رجوع به اسرائیل اسقف شود. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِمص ) گوارائی طعام. ( منتهی الارب ). اسم است از مری َٔ الطعام. ( از اقرب الموارد ). || طعام بین المرأة؛ طعام خوشگوار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) گرگ ماده. || منظر. دیدار. || ( ص ) نیک لایق. نیک سزاوار. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مراءه

💡 ((كوه صفا را صفا ناميده اند؛ زيرا حضرت آدم عليه السّلام مصطفى عليه السّلام از بهشتبر روى اين كوه فرود آمد، لذا نامى از نامهاى آدم عليه السّلام (يعنى صفا كه خلاصهكلمه مصطفى است ) بر آن نهاده شد، همانطور كه خداوند مى فرمايد: ان اللّه اصطفى آدمو... و حضرت حوا نيز بر روى كوه مروه، فرود آمد و چون مراءه (زن حضرت آدم ) برروى آن فرود آمده، نام آن را كوه مروه ناميدند)).(247)